پس از حاکمیت حزب بعث بر حکومت عراق، ادعاهــای ارضی ان آن حزب نسبت به مناطقی از غرب ایران و حاکمیت مطلق نسبت به رودخانۀ شطالعرب/ اروندرود، کار دو کشور را به برخوردهای خونینی کشاند که با وساطت بـومدین رئیس جمــهور الجزایر طی قراردادی به اختفات پایان دادند و عمیق ترین قسمت طولی رودخـــانه به عنوانمرزدو کشور به رسمیت شناخته شد. بــا پیروزی انقـــب اسمیو متشی شدن نهادهای امنیتی، نظارتی و ارتش ایران، صـــدام حسین فرصت را برای تهــــاجم گسªده علیه ایــــــران با هدف به چنگ آوردن نــواحی مورد ادعا و حاکمیت مطلق عراق بر رودخانۀ شط العرب/ اروندرود و جــــــدایی خوزستان و مناطق عـرب نشین ایــران و تشکیل دولتی دست نشانده در آن و در نهایت نابودی جمهوری اسمی مهیا دید. آمــــــادگی نظامی گسªدۀ عراق جهت تهاجم سنگین، بـــــــارها از سوی منابع خارجی و نیــــــروهای نظامی و امنیتی داخـــــــــلی به اطع دولت موقت بازرگان و سپــــــس بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران رسانیده شد اما آنـــان با ندانم کاری، حزب ِ بازی و گویزی با نهادهای انقبی، فرصت های طیی جهــت آمادگی مقابله با تهاجم عراق را ســوزاندند و شاید به تعمد هم ایـــن کار را کردند! در این کتــاب به زوایای گوناگون این امـــــر به صورت مستند پرداخته شده و به این سوال های بسیـار مهم پاسخ داده می شود که آیـا ایران در برابر تهــــاجم سنگین عراق غــافلگیر شد و هزاران کیلومª از خاک خود را از دست داد؟ در این زمینه، خائنان و خیــانتکاران چه کسانی بودند؟